مرتضى راوندى

8

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شمال عربستان ، از بركت وضع طبيعى و اقتصادى مناسبى كه قبايل عرب داشتند ، تزلزل و از هم‌پاشيدگى جامعهء پدرشاهى و گرايش به سوى فئوداليسم با سرعت بيشترى عملى گرديد و جامعهء طبقاتى به صورت زنده و فعالترى تجلى و تظاهر نمود ، در سراسر عربستان شيوهء زندگى برده‌دارى هنوز باقى و برقرار بود . و چون اسلام اصولا با بردگى و برده‌دارى مخالفتى نداشت ، پس از استقرار اسلام و گسترش آن ، اصول برده‌دارى در ميان مسلمانان محفوظ و باقى ماند . » « 16 » طوايف عرب از لحاظ اصل و تبار به دو گروه جنوبى يا يمنى و شمالى تقسيم مىشدند . در آغاز قرن هفتم ميلادى ، بخش اعظم اعراب شمالى صحرانشين بودند و بطور كلى به شتر - پرورى و شتردارى ( براى حمل و نقل و جنگ ) اهميت فراوان مىدادند . به پرورش بز ، گوسفند و اسب نيز مىپرداختند . در عربستان شمالى در بعضى از واحه‌هاى مناسب كشت جو ، نخل و مو و درختان ديگر معمول بود . مراتع در تصرف عشيره‌ها بود ، ولى دامها و بردگان و قطعات زمين ملك افراد محسوب مىشد ، و در داخل عشاير ، وضع اقتصادى و مالى افراد يكسان نبود . . . به موازات كرانهء غربى عربستان ، از ناحيهء ثروتمند يمن ، راهى كاروانرو از طريق حجاز به سوريه ممتد بود . و ايالات بيزانس ، سوريه ، فلسطين و مصر ، از اين طريق با حبشه و هندوستان - بواسطهء يمن - به بازرگانى ترانزيتى مىپرداختند . پس از تصرف يمن از طرف ايران ساسانى ( پس از سال 572 م . ) شاهان آن دودمان كوشيدند تا كالاهاى هندوستان از طريق ايران به بيزانس حمل شود و ترانزيت از راه يمن را اجازه ندادند . اين جريان موجب بروز بحران اجتماعى در عربستان گرديد . مكه بر سر راه كاروانروى كه از سوريه به يمن كشيده شده بود ، قرار داشت . در زمان محمد ( ص ) مكه به نام كعبه معروف بود . اين مكان مقدس ، در طى ماه‌هاى زمستان ، عدهء كثيرى از زايرين بخشهاى گوناگون عربستان را جلب مىكرد و در عين حال ، در آنجا بازارى داير مىشد كه عربهاى صحرانشين محصولات دامپرورى خود را ( چرم ، پشم و دام ) با غلات و خرما و مصنوعات شهرى مبادله مىكردند . مكه منطقهء خشكى بود ولى در نزديكى آن طائف داراى زمينهاى مزروع بود . قبيلهء قريش در مكه سكونت داشت و در ميان خاندانهاى مختلف اين قبيله ، امويان ( بنى اميه ) توانگر و ثروتمند بودند ؛ در حالى كه بنى هاشم كه حضرت محمد ( ص ) از ميان ايشان برخاست ، وضع اقتصادى مناسبى نداشتند . مقارن ظهور اسلام ، شيوهء زندگى برده‌دارى در مكه رايج بود ، و بردگان در خانه ، به عنوان خدمه و در فعاليتهاى توليدى به عنوان چوپان و زارع ، به نفع صاحبان برده فعاليت مىكردند ، و رفتار برده‌داران با آنها بيرحمانه و خشونت‌آميز بود . مكيان در فعاليتهاى بازرگانى شركت مى - جستند و سالى دوبار كاروانى به سوريه گسيل مىداشتند . درآمد و سود بازرگانان هرگز كمتر از پنجاه درصد سرمايه نبود و گاه به صددرصد بهاى متاع ارسالى مىرسيد . اجناس صادراتى مكه به سوريه عبارت بود از چرم خام و دباغىشده ، شمش نقره از معادن عربستان ، بهترين كشمش طائف و خرما . اما آنچه بطور ترانزيت از مكه عبور مىكرد ، از يمن ، عبارت بود از كندر و

--> ( 16 ) . ايليا پاولوويچ پطروشفسكى ، اسلام در ايران ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 14 به بعد ( به اختصار ) .